تبليغاتX
◄ بـــدون شـــــــــــرح ►

◄ بـــدون شـــــــــــرح ►
 
Free Page Rank Tool

-

آلبوم جدید(یونانی) دسپینا وندی... چند تا از ملودی های خواننده های بزرگ ایرانی از ایشونه!

گوش کنید پشیمون نمی شید... از جمله ترک 4 ( Katalavaino)و تراک آخر خود آلکسا

خدا میدونه چند نفر میخوان از این ملودیا تقلید کنن...


__†‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡†††††‡¶¶¶¶‡††††††††††††‡‡‡†
___‡8‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡†8¶¶¶8‡‡††††††††††††††††††
___†‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡†‡¶¶¶8‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡†
____‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡¶¶¶8‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡888‡‡‡‡‡‡
____‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡8¶¶¶8‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡
_____†‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡8‡‡‡88‡‡‡‡‡88‡‡‡‡‡‡¶¶¶¶¶¶¶8‡†
____††‡‡‡88888‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡88‡8888‡‡8¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶8†††
____‡¶¶¶¶¶¶¶888‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡888¶¶¶8¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶8‡†††
___†¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶8‡‡‡‡‡†††‡‡‡88¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶8¶¶‡‡†‡††††
____8¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶8‡‡‡†††††††‡88¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶8‡‡‡††††††
____†¶¶888888¶¶¶¶8††††††††††‡‡‡‡†888‡‡‡‡‡‡†‡††††††††
_____‡¶8888888¶¶¶¶†††††††††‡††††‡†‡‡‡†‡†††††††‡†††††
_______¶¶¶888¶¶¶¶¶‡††††††‡††††††††††††††††††††††††††
________¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶‡††††††††††††††††‡‡‡‡†††††††††††††
_________¶¶¶¶¶¶¶¶8‡‡‡‡‡††††††††††††‡‡‡‡‡‡†††††††††††
__________8¶¶¶¶88‡†††††‡‡‡†††††††††‡‡‡‡‡‡†††††††††††
___________¶¶¶8‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡††††††††‡‡‡‡‡‡‡‡††††††††††
___________‡‡‡‡‡‡††‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡†‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡†††‡††
___________‡††‡‡‡†‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡†‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡††††
___________‡†‡‡‡‡†‡‡‡††††‡‡†††‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡†††
___________‡‡‡‡‡‡8‡8‡8¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶8‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡††
___________‡‡‡8888¶8¶¶‡¶¶¶‡†‡88‡‡†††‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡
___________‡88888¶¶¶¶¶¶¶¶88‡‡‡‡††‡†‡‡††‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡
___________‡8¶88¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶8‡‡†††‡††‡††‡‡††8¶88‡‡‡‡‡
____________‡¶¶8¶¶¶¶¶¶¶¶¶8‡‡‡†††‡†††††††††‡‡‡¶¶¶88‡‡
_____________†¶¶¶¶¶¶¶¶¶‡‡‡†‡8¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶†‡‡‡‡
_______________¶¶¶¶¶¶¶¶‡¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶888‡††8‡88†††‡‡‡‡
________________†¶¶¶¶¶8¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶‡‡††‡‡88‡‡‡†‡‡‡‡‡‡‡
___________________¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶‡8888‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡
____________________‡¶¶¶¶¶¶†8‡‡88‡8888888‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡
_____________________†8¶¶¶¶88888¶¶¶¶¶¶¶8‡‡‡‡‡‡‡‡‡†††
______________________†‡¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶888‡‡‡‡‡‡‡8888


MP3 128      دانلود یکجا


01. To Nisi.mp3

 

 

 

02. To Asteri Mou.mp3

 

 

 

03. Mou His Perasi.mp3

 

 

 

04. Katalavaino.mp3

 

 

 

05. Mou Ftiaxneis Tin Mera.mp3

 

 

 

06. Ligo Psema.mp3

 

 

 

07. To Ligo Sou Na Zo.mp3

 

 

 

08. Girismata.mp3

 

 

 

09. Me Ena Antio.mp3

 

 

 

10. Pali Epistrefo.mp3

 

 

 

11. Ela Konta.mp3

 

 

 

12. Allaxa.mp3





ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 توسط MoSTafa
بچه که بودیم...
دنیامون اندازه ی همون دوچرخه و اسباب بازیامون بود
دنیامون همون پفک نمکی و آلاسکامون بود
دنیامون پر از رنگای شاد و دوس داشتنی بود
تو دنیامون تنهائی نبود .. دلشکستن نبود
بچه که بودیم قهرمون الکی و آشتیامون واقعی بود
بچه که بودیم .......
همه چیز بو داشت ... مامان ، بابا ، خونه مون حتی
خونه های بقیه حتی
زندگی بو داشت
الان نه رنگ داره نه بو ...
همه تو بچگی جا موند




ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 توسط MoSTafa

پست قبلیه خیلی غمگین بود... پست به درد بخورم فعلا" به پستم نخورده که پستش کنم! گفتم یه چیزی نوشته باشم که فقط بیاد بالای اون...خلاصه سال نو شده پست نو نشه زشته!

مرسی دوستانی که تو این یه سال با نظراشون یا فقط با سر زدنشون بدون نظر همراهیم کردن...

سال نو همتون با تاخیر پونزده روزه مبارک...

ایشالا صد سال دیگه زنده باشین ببینین دنیا چجوری میشه..

سال نو یعنی تو...


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 توسط MoSTafa
هیچ وقت بهترین دوست کسی نبوده ام.حتی بهترین دوست بهترین دوستانم.حتی بهترین دوست کسی که خیلی دوستش دارم.من از آن دسته آدم هایی نیستم که ماندگار می شوند،می چسند یک جایی گوشه ی ذهن شما و کنده نمی شوند.بامزه نیستم،یکجوری که از خنده دل و روده یتان بپیچد به هم و وقتی نیستم بگویید جای فلانی خالی،اگر بود چقدر خوش می گذشت.آنقدری کتاب نخوانده ام،فیلم ندیده ام،سفر نرفته ام،تجربه های جالب انگیزناک نداشته ام یا موسیقی شناس نبوده ام که بشود باهام حرف های این شکلی زد.کلمات منحصر به خودم ندارم که به واسطه یشان یادم بیفتید.لحنم،قیافه ام،لباس پوشیدنم و حرف هایی که می زنم خیلی معمولی هستند.تنها چیز غیر معمولی که در خودم سراغ دارم این است که پر از احساسم.من هیچ ایده ای ندارم برای نجات دادن دنیا.خیال پرداز خوبی نیستم.همه چیز را همان شکلی می بینم که هست و همه را همانجوری می پذیرم که هستند.کسی را سوال پیچ نمی کنم.اصراری ندارم که کسی خودش،دنیای شخصی اش یا گذشته و حالش را تمام و کمال برایم توضیح بدهد.فکر می کنم اگر لازم باشد چیزی را بدانم آدم ها خودشان می آیند و همانقدری که لازم است در موردش برایم حرف می زنند.
بله.من مدت هاست که هیچ اصراری ندارم به هیچ چیزی.اصراری ندارم به برآورده شدن خواسته هایم.اصراری ندارم به اینکه اگر خیلی دلتنگش می شوم،خیلی دلتنگم شود.اگر خیلی دوستش دارم،دوستم داشته باشد.اصراری ندارم به فهمیده شدن،به درک شدن،به اینکه یکی گوش باشد برای غصه های کوچک و بزرگم.اصراری ندارم به غافلگیر شدن،به عوض کردن اطرافیانم،به اثبات درست بودن عقایدی که خودم هم هیچ اطمینانی ندارم به درست بودنشان.حتی اصراری ندارم به زنده بودن،به زنده ماندن.
من معمولی ام و معمولی بودن هیچ غمگین نیست به نظرم.معمولی بودن فقط خیلی معمولی ست.معمولی بودن شاید همان دلیلی ست که باعث می شود بهترین دوست کسی نباشم.کسی که وقتی از هم پاشیده ای بهش زنگ بزنی و بگویی:بیا جمعم کن.شاید این معمولی بودنم خوب باشد برای بقیه.یکجوری که جای خالی ام نه به چشم شان بیاید،نه بگذارد هیچ دردی بپیچد توی دلشان.





ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و ششم اسفند 1390 توسط MoSTafa
 
 
|آهنگ خیلی دلم ازت پره از محسن یگانه|
دانلود آهنگ خیلی دلم ازت پٌره (لینک مستقیم)
 
 
 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 توسط MoSTafa

استیوجابز در میان مدیران عصر ما تبدیل به یک اسطوره شد که دنیای فناوری را تکان داد. زندگی و تفکر متفاوتش از او مردی ساخت که نام او را تبدیل به یک نماد ساخته است.


اما می دانید که او در طول حیات و مدیریتش علاقه ای به عمومی کردن زندگی شخصی خود نداشت و به همین خاطر میلیون ها نفر مشتاق بودند با داستان زندگی این نابغه تکنولوژی آشنا شوند.

تا پیش از انتشار این کتاب، هیچ منبع مکتوب مورد تایید دیگری از زندگی او وجود نداشت، و این تنها کتابی است که با رضایت استیو جابز و بر اساس بیش از ۴۰ مصاحبه طولانی با خود او، طی ۲ سال نوشته شده است. در کنار آن برای جمع آوری اطلاعات با بیش از ۱۰۰ نفر از اعضای خانواده، دوستان، همکاران و رقیبان استیوجابز گفتگو شده است.

نویسنده کتاب والتر آیسزاکسن مدیرسابق سی ان ان و سردبیر سابق مجله تایم است و پیش از این زندگینامه انیشتین و بنجامین فرانکلین را نیز تالیف کرده است. جالب اینجا است که با وجود اینکه استیو جابز با او در تالیف این کتاب همکاری کرده، اما از او خواسته تا هیچ کنترلی بر مطالبی که در این کتاب می نویسد، نداشته باشد و استیو جابز هیچ گاه متن کتاب را نخواند. بنابراین شما کتاب زندگی استیو جابز را در حالی می خوانید که خود او هم آن را نخوانده است.

این کتاب حدود سه ماه پیش و در پایان سال ۲۰۱۱ وارد بازار شد و آنقدر با استقبال مواجه شد که تبدیل به پر فروش ترین کتاب سال آمازون شد.

||Download||

http://www.narenji.ir/steve

پیشنهاد میکنم دانلود و به طور کامل مطالعه فرمایید


وبمسترها و وبلاگ نویس های عزیز: معرفی این کتاب در سایت و وبلاگ شما باعث افتخار و خوشحالی است. لطفا از آپلود این فایل در مکان های دیگر خودداری کنید و هنگام معرفی فقط به آدرس بالا لینک دهید!


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیستم بهمن 1390 توسط MoSTafa
خوب نگاه کن، اولین چیزی که میبینی خطای دیده..









با قرار دادن انگشت خود به صورت افقی روی خط جدا کننده دو مکعب(وسط)، رنگ هر رو یکی میشود!


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه یکم بهمن 1390 توسط MoSTafa
این آهنگ رو خیلی وقت پیش شروع کرده بودم، خورد به درس و کلاس و اینا دیگه وقت نشد ادامش بدم، الان تقریباَ کاملش کردم و گذاشتم واسه دانلود.کل وقتی که روش کار کردم اینجور که کنتور نرم افزار نشون میده سی ساعت و چهل دقیقه هست، امیدوارم خوشتون بیاد...
Title: Forgotted
Genre: Dance
Length: 2:29
Bit Rate: 192
Size: 3.41mb




دانلود با لینک غیر مستقیم


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم دی 1390 توسط MoSTafa

عمل جراحی قلب باز یه عنوان یکی از عمل های سنگین جراحی توسط جراحان متخصص ایرانی در بیمارستان مدرس تهران انجام می پذیرد...

اگه دلشو نداری به ادامه مطلب نرو...



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه هفدهم دی 1390 توسط MoSTafa
مرسی رضا صادقی
عاشق رنگ سیاه شب یلدام
آخه از روشنی هیچ خیری ندیدم!
عاشق تلخی انتهای عشقم
حالا که به آخر قصه رسیدم
عاشق شبای دلمردگی هستم
عاشق تنهایی و تشنگی هستم
حالا که این زندگی شبیه مرگه
بی امون عاشق این زندگی هستم
خنده داره دیگه دلسوزی به حالم …..
خط کشیدم روی روزای محالم……
همه ی آینده ی من وآسه ی تو
من فقط گذشته مونده تو خیالم
عاشق رنگ شب و رنگ غروبم…
عاشق مرگ دقیقه های خوبم ….
“باتموم اشتیاقم آروم آروم
به در بسته ی بی کسی می کوبم”
تاریکی سهم منه خیلی عزیزه




ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام آذر 1390 توسط MoSTafa
یك روز یک پسر کوچولو که می خواست انشا بنویسه از پدرش می پرسه: پدرجان ! لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی ؟ پدرش فکر می کنه و می گه :بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه من تعیین می کنم
مامانت جامعه هست، چون کارهای خونه رو اون اداره میکنه.
کلفت مون ملت فقیر و پا برهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کنه وهیچی نداره
تو روشنفکری چون داری درس می خونی و پسر فهمیده ای هستی..
داداش کوچیکت هم که دو سالش هست، نسل آینده است. امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردا بتونی در این مورد بیشتر فکر کنی

پسر کوچولو نصف شب با صدای برادر کوچیکش از خواب می پره. می ره به اتاق برادر کوچیکش و می بینه زیرش رو کثیف کرده و داره توی خرابی خودش دست و پا می زنه. می ره توی اتاق خواب پدر و مادرش و می بینه پدرش توی تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرو رفته و هر کار می کنه مادرش از خواب بیدار نمی شه.
می ره تو اتاق کلفتشون که اون رو بیدارکنه، می بینه باباش توی تخت کلفتشون خوابیده .....؟؟؟؟ میره و سر جاش می خوابه و فردا صبح از خواب بیدار می شه. فردا صبح باباش ازش می پرسه: پسرم! فهمیدی سیاست چیه؟

پسر می گه: بله پدر، دیشب فهمیدم که سیاست چیه: سیاست یعنی اینکه حکومت، ترتیب ملت فقیر و پا برهنه رو می ده، درحالی که جامعه به خواب عمیقی فرورفته و روشنفکر هر کاری می کنه نمیتونه جامعه رو بیدار کنه، در حالیکه نسل آینده داره توی كثافت دست و پا می زنه..!


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390 توسط MoSTafa

این معادله رو تو گوگل بنویسید و سرچ کنید!

sqrt(cos(x))*cos(200 x)+sqrt(abs(x))-0.7)*(4-x*x)^0.01, sqrt(9-x^2), -sqrt(9-x^2) from -4.5 to 4.5

تقدیم به شما..!

تــو گــوگــل ســرچ کــنـیـد let it snow
بــعــد بــا مــوس بــخــار مــونــیـــتـــر رو پـــاک کــنــیـــد



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 توسط MoSTafa
...
درود و درود خدمت عظمت و محبت شما

امیدوارم که سایه تان همچنان بر سر ما بماند

باری اگر از راه لطف و مرحمت جویای حال ما باشید...هیچ ملالی نیست جز دوری خودمان...

اینجا همچنان که خود میدانی چرخ می چرخد و می چرخد چرخ...

(بقول بچه‌ها همه چی آرومه ما چقدر خوشبختیم)

بگذریم...
مادر کمی پیر شده و طبق معمول در آشپزخانه به اجبارهای زنانه‌اش مشغول

به گمانم تنها دلخوشی اوست خانه...آشپزخانه...

البته او بیشتر دلواپس ست...دلواپس من...پدر...نگاههای تو در توی من

دلواپس همه...هر چه تو برایش رقم میزنی

او به چشم‌های رنگی‌اش یاد داده زندگی را آنگونه که هست

و به کارهای ساده ی قلبش می گوید تقدیر...

او باران را دوست دارد...اینرا من از او به ارث برده ام

او مهربانی‌اش را با خود به اینجا و آنجا میبرد
چشم‌های گوسفند قربانی را سورمه میکشد...می گوید خوش بحالش این گوسفند

پیش خدا می رود !
گاهی سادگی‌اش آنقدر گل می کند که برای گنبدهای سبز امامزاده‌ها دست تکان میدهد

می گوید پسر تو کافر شده ای

حتم دارم با تو دوست باشد...اینرا دیگر من به ارث نبرده‌ام !

به هر حال او بیش از همه مشغول و جویای شماست

از پدر که بیشتر سکوت میکند...زیاد حرفی نیست

پدر دیگر دور را نمی بیند و اصلا شبیه عکسی نیست که به ستون آویخته/


گاهی میگوید چرخ برگشته...میگوید مردها به فقدان مردی‌شان افتخار می کنند/

خواهرم...مدتهاست اتاقش را به عروسکها اجاره داده

عروسکهایش هر سال چند بار زادو ولد می کنند

می گوید آنها شرف دارند

به زنده هایی که عروسکی حرف می زنند
عروسکی لبخند می زنند

عروسکی عاشق می شوند...

او همیشه دلش برای کودکی‌اش تنگ می شود

می گوید بزرگ شدن آرزوی کودکانه‌ای بود که به پشیمانی‌اش نمی ارزید!

...
...می دانی کلا اینجا زیاد اوضاع خوب نیست

پول حرف اول را می زند و دروغ حرف آخر را...

بیچاره پیامبرانت اگر می دانستند هرگز چوپانی را رها نمی کردند...

...حرف زیاد ست

می دانم حوصله نداری

یا خوابی...یا خیلی دور...!

ارادتمند...بنده کوچک شما....
...
راستی آدرس ما تغییر کرده 

نامه ننویس...پیغام نده...نمی رسد!

خودت بیا...


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم آذر 1390 توسط MoSTafa

اسپرسو لطفا...! تلخ...تلختر
میخواهم کل کل کنم با احوال این روزهایم که بی توست....از کافه بیرون آمدم...خیابان ولی عصر -تجریش...طبق معمول کودک فقیر فال فروش آمد.. آنچنان زدم زیر گوشش که زمین خورد و دهانش پر خون شد...مردم پچ پچ کنان جمع شدندو من خیره به خون دهان کودک از آنجا رفتم...این تنها راهی بود که از عذاب وجدان تا صبح مثل مار به خود بپیچم....من نمیخواهم یک لحظه در دنیایی آرام باشم که تو در آن نیستی.

تمام گناهش پای من ..جراتم را جمع کنم کمد داروها پشت در اتاق است.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 توسط MoSTafa
...
من یه شکلات گذاشتم توی دستش... اون یه شکلات گذاشت توی دستم... من بچه بودم... اون هم بچه بود... سرم رو بالا کردم... سرش رو بالا کرد... دید که منو می شناسه... خندیدم... گفت دوستیم؟... گفتم دوست دوست... گفت تا کجا؟... گفتم دوستی که تا نداره... گفت تا مرگ!... خندیدم و گفتم: من که گفتم تا نداره... گفت باشه، تا بعد از مرگ!... گفتم نه، نه، نه! تا نداره...

گفت قبول، تا اونجا که همه دوباره زنده میشن... یعنی زندگی بعد از مرگ... باز هم با هم دوستیم... تا بهشت... تا جهنم... تا هر جا که باشه من و تو با هم دوستیم... خندیدم و گفتم تو براش تا هر جا که دلت می خواد یه تا بذار... اصلا ً یه تا بکش از این سر دنیا تا اون دنیا... امّا من اصلا ً تا نمی ذارم... نگاهم کرد... نگاهش کردم... باور نمی کرد... می دونستم... اون می خواست حتما ً دوستی مون تا داشته باشه... دوستی بدون تا رو نمی فهمید... گفت بیا برای دوستی مون یه نشونه بذاریم... گفتم باشه، تو بذار... گفت شکلات... هر بار که همدیگه رو می بینیم یه شکلات مال تو، یکی مال من... باشه؟... گفتم باشه... هر بار یه شکلات می ذاشتم توی دستش... اون هم یه شکلات توی دست من... باز همدیگه رو نگاه می کردیم... یعنی که دوستیم... دوست دوست... من تند شکلاتم رو باز می کردم و می ذاشتم توی دهنم و تند تند اونو می مکیدم... می گفت شکمو! تو دوست شکموئی هستی!... و شکلاتش رو می ذاشت توی یه صندوق کوچولوی قشنگ... می گفتم بخورش! ... می گفت تموم میشه... می خوام تموم نشه... برای همیشه بمونه... صندوقش پُر از شکلات شده بود... هیچکدومش رو نمی خورد... من همش رو خورده بودم... گفتم اگه یه روز شکلاتهات رو مورچه ها بخورن یا کرمها، اون وقت چیکار می کنی؟... گفت مواظبشون هستم... می گفت می خوام نگهشون دارم تا موقعی که دوست هستیم... و من شکلات می ذاشتم توی دهنم و می گفتم نه، نه! تا نداره... دوستی که تا نداره... یه سال... دو سال... چهار سال... هفت سال... ده سال و بیست سال شده... اون بزرگ شده... من بزرگ شدم... من همۀ شکلاتها رو خوردم.... اون همۀ شکلاتها رو نگه داشته... اون اومده امشب که خداحافظی کنه... می خواد بره.... بره اون دور دورها... میگه میرم، امّا زود بر می گردم... من می دونم، میره و بر نمی گرده... یادش رفت شکلات به من بده... من یادم نرفت... یه شکلات گذاشتم کف دستش... گفتم این برای خوردن... یه شکلات هم گذاشتم کف اون دستش... گفتم این هم آخرین شکلات برای صندوق کوچیکت... یادش رفته بود که صندوقی داره برای شکلاتهاش... هر دو رو خورد... خندیدم... می دونستم دوستی من تا نداره... می دونستم دوستی اون تا داره... مثل همیشه... خوب شد همۀ شکلاتهام رو خوردم... امّا اون هیچکدومشون رو نخورد... حالا با یه صندوق پُر از شکلات نخورده چیکار می کنه؟!


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم آبان 1390 توسط MoSTafa

آهنگ خیلی خیلی قشنگیه! صد بار بیشتر گوشش دادم ولی اصلا" خسته کننده نیست! همش گام پایینه!

سینا پارسیان خونده! صداش خیلی شبیه محسن یگانه هست! یکم بم تر! قبلا" یه آلبوم داده بود!

این کارش خیلی قشنگه! آهنگ معروف از آهنگ قبلیش همونه که میگه پای من جوونیتو هدر نکن... که با اسم محسن یگانه در رفت!

حتما" دانلود کنید... راستی اسمش عاطل و باطله!

دانلود


نمیشه تورو کم کنم از حال نذارم....گمونم که تو رفتی و دیگه دنباله ندارم... ولی امون از این بی سرو پادل....که موندم بعد تو شب و روز عاطل و باطل... گرفته دلم از تو و از عالم و آدم...خود دیونه ام دو دستی به تو احساسمو دادم...  (ادامه مطلب)



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم مهر 1390 توسط MoSTafa

سلام! فك كنم از وقتي كه وبلاگ زدم (دوسال)اولين باره دارم خودم يه پست مينويسمو كپي پست نميكنم!

پارسال كه سال سوم تموم شد دانشگاه قبول شدم، غير انتفايي لاهيجان! يه درس كه تجديد داشتم نتئنستم مجاز بشم برم!

خدا خدا كردم كه تكميل ظرفيت كنن تا اون موقع برم از معلم جان كه يه درسو منو انداخت نمره بگيرمو قبول شم!

كه تكميل ظرفيت نكردن! 

موند تا  شد نيم سال دوم كه گفتن كسايي كه نيمسال اول قبول شدن و بنا به مشكلاتي نتونستند بيان، بيان الان ثبت نام كنن! كه اون معلم باز منو انداخت! باز نشد برم! آخرين فرصت بود كه گذشت!

قبوليم تو اون دانشگاهم ديگه باطل شد.

حالا بگم چرا اين معلمه منو قبول نكرد، تو كلاس ما 7 يا 8 نفر بوديم كه اين درساي اينو داشتيم كه من يكي فقط داشتم! تو كلاسمونم اون سال فقط منو يكي ديگه دانشگاه قبول شديم كه اون ديپلمورو گرفتو رفت يونيورسيتي! ما مونديمو يه درس و دانشگاه نرفتن! اون 7 يا 8 نفر كه گفتم حالا يكي باباش نظامي بود، يكي اون فاميلش چي چي بود، يكي ال بود، يكي بل بود! خلاصه ديپلمه رو گرفتن بيشترشونو رفتن! رفتن ولي ميگم كه هيچكدومشون دانشگاه قبول نشده بودن! رفتن ول تو خيابون! + من!

خلاصه اون روز آخر كه ميشد يه كاري كرد تا اون يه درسرو درست كنن كلي بدو بدو كردم، از اين مدرسه به اون مدرسه، از آموزش پرورش به ستاد تصحيح! هركي يه دليل مياورد! خوبه همشونم مشتري مغازمون بودنا! اونجا ميديد يارو اصلا" نميشناخت منو! معلمه كه تصحيح دور آخر افتاده بود دستش خانم حصاري بود!

نميدونستم اينو! منو ميشناخت، آخه كار آموزي تو مدرسه براش طراحي و اينا ميكردم، بعد منم نميدونستم كه تصحيح دسته اينه! فهميدم ديگه دير شده بود! يعني تا فهميدم رفتم مدرسه فاطميه وسط كلاسش!! مارو بيرون كرد از كلاس بسيار محترمانه! مدير اون مدرسه هم هوامو داشت! خانم حصاريه گفت أأأأأ تو بودي!!! نميدونستم كه! خوبه به يكي از فاميلاشم فاميلم سپرده بود كه هواي اين اسمو داشته باش!

گفتم خانم حصاري حالا كه فهميدي منم يه كاري كن! گفت برو از آموزش پرورش نامه بگير كه اگه فردا گفتن چرا نمره زياد شده من مسئول نباشم!آخه بنده خدا آموزش پرورش اين نامه رو ميده! آخه تو اين مملكت اصلا" كار به اونجا ميرسه كه بپرسم مسئول كيه!!؟ 100 تا ديگه بهانه آورد! نمره ها الان ديگه دستي نيست! تو فلاپيه! خوبه اون سيستمي كه فلاپيهارو ميخوند اون روز درايورش خراب شد !!!خورد به جمعه بعدش! باز كاري نكرد....

ديگه نميشد كاري كرد. مث آدم رفتم خوندم قبول شدم!! بگو همون اول اينكارو ميكردي!

ولي حكمت داشت... گذشت و گذشت

تصميم گرفتم حسابي بخونم سراسري اينبار قبول شم! ديگه مغازه نرفتم، رفتم قلم چي ثبت نام كردم! كلي كتاب و از اين قرتي بازيا گرفتم و نشستم د بخون!(به عبارت عاميانه خر رو زديم)

تو قلم چي پسرا كه گيج، با يه دختره رقابت داشتم، آزمون آخريه هم كه جامع بود ازش سرتر شدم! (گفتم عجب استعداد خوندني داشتم اين 7 هشت ساله استفاده نكردم:ِ)

رسيد روز 7 مرداد كه ازمون بود، رفتيم با بچه ها رشت ، دانشگاه گيلان! نشستيم تيك تيك تست زديم!

بعد با موتور يكي از بچه ها رفتيم لبه يه نميدونم دريا بود! درياچه بود! رودخونه بود چي بود! نشستيمو يه ساندويچي خورديم!

اومدم خونه و فكر در مورد تستا! ديگه موندم در انتظار جواب...

گذشت و گذشت تا امروز...3 مهر، ساعت 10/5 كه گوشيم زنگ زدو از خواب پا شدم، دوستم بود

گفت نتيجه ها اومده، پا شدم رفتم پا پي سي! زدم سايت سنجشو اطلاعاتو دادم و يه صلواتي فرستادمو دكمه جستجورو زدمو ....  اومد!

دوستم شده بود غير انتفايي، اون يكي هم همينطور، يكي شد رشت شبانه، يكي آستانه.

من اولويتام اينجوري بود:

1- لاهيجان روزانه

2-آستانه روزانه

3-رشت روزانه

4-به همين ترتيب شبانه باز

5-

6-

7- ديگه غير انتفايي! ديگه خيلي بايد كند ذهن ميبودم(بلا نصبت دوستان) كه اين آخريو قبول ميشدم!

ولي واقعا نگاهم به 4 تا 7 بود! همش يهد حرف يكي بودم كه ميگفت هميشه بدترين حالت همه چيو در نظر بگير! محسن يگانه D:

ماهم گرفتيمو به اميد همين غير انتغايي يا حتي واقعا" قبول نشدن زدم جستجو رو !

اومد اولويت اول! لاهيجان سراسري روزانه! به خودم اميدوار شدمD:

خيلي خوب بود! ميشه گفت واسه شهر من بهترين دانشگاهو قبول شده! ولي واقعا" لذتي كه پارسالش غير انتفايي قبول شده بودمو نداشت! با اينكه 10 برابر همه جوره بهتر بود!

چقد نوشتم!!! ولي خوشحالم باز... اين نيز بگذرد

قربون همه! فعلا!


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سوم مهر 1390 توسط MoSTafa

دانلود تراك "اميدي كه نمي بازم..." محسن يگانه

Download




دانلود تراك "كــــــاش" محسن يگانه


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه هفتم مرداد 1390 توسط MoSTafa

1-هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت.( ضرب المثل آلمانی)
٢ - مردی که به خاطر " پول " زن می گیرد، به نوکری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی )

۳- لیاقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چینی )

۴- زنی سعادتمند است که مطیع " شوهر" باشد. ( ضرب المثل یونانی )

۵- زن عاقل با داماد " بی پول " خوب می سازد. ( ضرب المثل انگلیسی )

۶- زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگلیسی )

٧- زن و شوهر اگر یکدیگر را بخواهند در کلبه ی خرابه هم زندگی می کنند. ( ضرب المثل آلمانی )

٨ - داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت . ( ضرب المثل لهستانی )

٩- دختر عاقل ، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد. ( ضرب المثل ایتالیایی)

١٠ -داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .( ضرب المثل فرانسوی )

١١- دو نوع زن وجود دارد؛ با یکی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر. ( ضرب المثل ایتالیایی )

١٢- در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه کن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق کن . ( ضرب المثل آذربایجانی )

١٣- برا ی یافتن زن می ارزد که یک کفش بیشتر پاره کنی . ( ضرب المثل چینی )

١۴- تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب کن . ( ضرب المثل چینی )

١۵- اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شکمش را در دست بگیر. ( ضرب المثل اسپانیایی)

١۶- اگر زنی خواست که تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج کن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل ترکی )

١٧- ازدواج مقدس ترین قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر)
 
١٨- ازدواج مثل یک هندوانه است که گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد. ( ضرب المثل اسپانیایی )

 

١٩- ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است . ( ضرب المثل فرانسوی )

 

٢٠- ازدواج کردن و ازدواج نکردن هر دو موجب پشیمانی است . ( سقراط )

 

٢١- ازدواج مثل اجرای یک نقشه جنگی است که اگر در آن فقط یک اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممکن خواهد بود. ( بورنز )

٢٢- ازدواجی که به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود. ( رولاند )

٢٣- ازدواج همیشه به عشق پایان داده است . ( ناپلئون )

٢۴- اگر کسی در انتخاب همسرش دقت نکند، دو نفر را بدبخت کرده است . ( محمد حجازی)
٢۵- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست ، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب کنیم . ( خانم پرل باک )

٢۶- با زنی ازدواج کنید که اگر " مرد " بود ، بهترین دوست شما می شد . ( بردون)

٢٧- با همسر خود مثل یک کتاب رفتار کنید و فصل های خسته کننده او را اصلاً نخوانید. ( سونی اسمارت)

٢٨- برای یک زندگی سعادتمندانه ، مرد باید " کر " باشد و زن " لال " . ( سروانتس )

٢٩- ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ " شجاعت " می خواهد. ( کریستین )

٣٠- تا یک سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های یکدیگر را نمی بینند. ( اسمایلز)

 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ششم مرداد 1390 توسط MoSTafa

شاید برای همه ما این سئوال پیش آمده باشد که: چرخ خیاطی چگونه کار میکند و چگونه چنین دوختهای ریز و ظریف بدون ذره ای خطا در پی هم قرار می گیرند. برای پی بردن به این موضوع عکس زیرو ببینید.......
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ششم مرداد 1390 توسط MoSTafa
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک  
مرجع خریدفروش صنعتی بک لینک فا